گنجینه پند
آن یكی آمد زمین را می شكافت ابلهی فریاد كرد و بر نتافت
كاین زمین را از چه ویران میكنی ؟ میشكافی و پریشان میكنی ؟
گفت: ای ابله، بُرو، بر من مران تو عمارت، از خرابی باز دان
كی شود گلزار و گندم زار این ؟ تا نگردد زشت و ویران این زمین
كی شود بستان و كشت و برگ و بر ؟ تا نگردد نظم او زیر و زبر
تا نبشكافی به نِشتر ریش را كی شود آن ریش به ؟ ای اوستا
تا نسوزد خِلطهایت از دوا كی رود سوزش؟ كجا یابد شفا؟
پاره پاره كرده درزی جامه را كس زند آن درزی علامه را ؟
كه چرا این اطلس بگزیده را ؟ بر دریدی، چه كنم بدریده را ؟
هر بنای كهنه كابادان كنند نی كه اول كهنه را ویران كنند ؟
همچنین نجّار و حداد و قصاب هستشان پیش از عمارتها خراب
آن هلیله، و آن بلیله كوفتن ز آن تلف، گردند معموری تن
تا نكوبی گندم اندر آسیا كی شود آراسته ز آن خوان ما ؟
سلام به خوانندگان عزیز و بزرگوار وبلاگ ، هدف از نوشتن این سطور هیچ نوع سود جوئی و کسب در آمد نبوده بلکه فقط تشویق جوانان برای آشنائی بیشتر با مولانا و گرفتن پند های بسیار سودمند آن بزرگوار است . پیشنهادات و اتنقادات شما عزیزان موجب امیدواری بیشتر در ترویج و اشاعه آثار بیشتر این شخصیت موثر در فرهنک و ادب سرزمین عزیزمان ایران خواهد بود . موید و موفق باشید . محمدی