پندی که کمتر از گنج نیست
پای پیر از سرعت ار چه باز ماند یافت عقل ِاو دو پَر، بر اوج راند
گر مثل خواهی به جعفر در نگر داد حق بر جای دست و پاش پَر
چونكه با معشوق گشتی همنشین دفع كن دلالگان را بعد از این
هر كه از طفلی گذشت و مرد شد نامه و دلاله بر وی سرد شد
نامه خواند از پی تعلیم را حرف گوید از پی تفهیم را
پیش بینایان خبر گفتن خطاست كان دلیل غفلت و نقصان ماست
پیش بینا شد خموشی نفع ِ تو بهر این آمد خطابِ "أنصتوا"
گر بفرماید: بگو، بر گوی خَوش لیك اندک گو، دراز اندر مكش
ور بفرماید كه: اندر كش دراز همچنان شرمین بگو، با امر ساز
سلام به خوانندگان عزیز و بزرگوار وبلاگ ، هدف از نوشتن این سطور هیچ نوع سود جوئی و کسب در آمد نبوده بلکه فقط تشویق جوانان برای آشنائی بیشتر با مولانا و گرفتن پند های بسیار سودمند آن بزرگوار است . پیشنهادات و اتنقادات شما عزیزان موجب امیدواری بیشتر در ترویج و اشاعه آثار بیشتر این شخصیت موثر در فرهنک و ادب سرزمین عزیزمان ایران خواهد بود . موید و موفق باشید . محمدی